به دنیا میای و روی دست تحویلت می دن..
گاهی وقتا دیدن ریق دوران بچگیت، از همه چیز تو دنیا واسه مادرت عزیزتره ...زمانی که یبوست می گیری.
بزرگ می شی و همه فکر میکنن میتونی آدم خوب و مفید و مثمر ثمری تو زندگیت باشی، اما بزرگ که میشی، می فهمن هیچ گوهی نمی تونی بشی.
آخه سرنوشت با کسی شوخی نداره، زور داره، زور..
یه روز از سال رو برات جشن می گیرن که بدونی تو چنین روزی با پاهای نجس و شکم خونیت این دنیای سگ مصب رو نجس تر از قبل کردی.
شاید تو همون روزی که به دنیا اومدی... شایدم یه روز دیگه. اطرافیانت یه روز از سال رو برات عزا می گیرن که بدونی تو چنین روزی پاهای نجس و بدن بی فایده ات رو از این دنیای سگ مصب جمع کردی.
از دنیای میری و روی دست تحویلت می دن...
منم و پنجرم و نم نم بارون...
و یه آدم که روی دستها با صدای لا اله الا الله دارن می برنش به سمت...
پی نوشت:
1- بیست و چند سال پیش روی دست تحویلم دادن، کی دوباره روی دست تحویلم می دن؟
2- بهم بگو قبل از اومدنت به این دنیا کجا بودی، تا بگم بعد از مرگ کجا میری.
3- اگر همه رازهای زندگی رو کشف کنی، مشتاق مرگ می شی... چون مرگ آخرین راز زندگیه.
4- مرگ دشوارتر از تولد نیست.
5- زندگان، مردگانی هستند که ایام مرخصی شان را در این دنیا می گذرانند.
6- مردن چیز بدی نیست، زندگی نکردن هولناک است.
7- لحظه ای که صدات می کنن و جوابی نداری که بدی....
8- دستی که به سمت یه دو هزار تومنی دراز شده...
9- اون سیبی که افتاد روی اون سر، اگه سربالا می رفت چی می شد؟
10- احمقانه ترین راز زندگی من اینه که هیچ رازی ندارم.
11- دوست دارم امسال تیم محبوبم به روش 3-3-4 بازی کنه.
12- به نظرت این یه نوشته اجتماعی بود؟
13- از یه رابطه حدود 4 سال می گذره، چقدر بالا و پایین داشته... ای بابا، یادش به خیر.
14- شماره چهارده رو نوشتم که پی نوشت ها از نحسی 13 در بیاد، شماره چهارده هدفی غیر از این نداره.
15- پرواز را به خاطر بسپار، پرنده ریقوست و خسته می شود و گند می زند به زندگی ات.
16- تازه شونزده تا شده، باید 23 تا بنویسم.
17- راستی، تو ای دوست شیشگولاخ من، پی نوشت با «پ . ن» فرقی نداره، اون یه کنایه بود.
18- 21 مرداد ماه، ساعت ده صبح، بیمارستان دکتر سپیر.
19- اینجا تهرانه یعنی شهری که، هرچی لامپ توش باشه بازم تاریکه.
20- سیاست های اصل 44 و برنامه ...ام توسعه و بنزین آزاد.
21- تا حالا خر بالدار دیدی؟ صد در صد ندیدی، پس خیال پرواز رو از سرت بیرون کن.
22- یه پیرهن سبز، با یه کراوات سبز روشن تر از پیرهن، خانومه در حضور آقاشون گفت، بابا خوشتیییییییپ...
23- شروع و تمام...